تبليغاتX
تنهام نذار

تنهام نذار

dont let me alone

1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی كاغذ بنویسید.


2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را كه مایلید بنویسید.


3- حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.

 

 

 

****      قرار نشد به پایین نگاه كنید! >:Pتقلب ممنوع !!     ****

 

 

 

4- نام اشخاصی را كه می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.


5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یك ترانه)


6- اكنون نهایتا میتوانید یك آرزو كنید!!

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

و حالا كلید رمز گشایی این بازی:

 

 

 

 

 

1- عددی را كه در ردیف 2 نوشته اید مشخص كننده تعداد اشخاصی است كه شما باید در باره این بازی به آنها بگویید

 


2- شخصی كه نامش در ردیف 3 قید شده كسی است كه شما عاشقش هستید!!!

 


3- شخصی كه نامش در ردیف 7 قید شده كسی است كه شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)!!!

 


4- شخص شماره 4 كسی است كه شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!

 


5- شخص شماره 5 كسی است كه شما را بسیار خوب می شناسد.

 


6- شخصی كه نامش در ردیف 6 قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!

 


7- آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 تطبیق می كند (مرتبط است)!!!

 


8- آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!

 


9- آهنگ شماره 10 آهنگی است كه بیش از همه افكار شما را بازگو می كند!

 


10- و بالاخره شماره 11 آهنگی است كه می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!!!!

 

 

 

 

 

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید كه درست باشه!
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 17:24  توسط فریده  | 

دخترها نمي‌توانند


1- با داشتن دماغي تير كموني يا عقابي متاليك به جراح مراجه نكنند!
2- با ديدن يكي خوش تيپ‌تر از خودشون، ميگرن نگيرن و از زور ناراحتي غش نكنند!
3- با داشتن قدي كوتاه كفش پاشنه 60 سانتي نپوشند و احساس قد بلندي نكنند!
4- روزي 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزي 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
6- از مهموني و عروسي و براي هم خالي نبندند و با خالي‌بندي لايه اوزون رو سوراخ نکنند!
7- با يه دماغ عمل كرده احساس خوشگلي نكنند و فكر نكنند كه مادر زادي همينجوري بودن!
8- مطالب چرت و پرت اين قسمت رو بخونند و از عصبانيت سكته نكنند!


پسرها نمي‌توانند


1- با داشتن هيكلي ضايع تيشرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند!
2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تيغه نكنند و
after shave نزنند!
3- پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نكنند و به فكر ازدواج نيفتند!
4- در میهمانيها و محافل خانوادگي احساس بامزگي نكنند و چرت و پرت نگويند!
5- ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و غيره نكنند!
6- كت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوه‌اي نزنند!
7- احساس با غيرتي نكنند و راه به راه به آبجي كوچيكه گير ندهند!
8- از 9 سالگي پشت ماشين باباشون نشينند و پدر ماشين رو در نيارند!
9- چرت و پرت نگند و از خودشون تعريف نكنند!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 12:51  توسط فریده  | 

هری و محبوبش

مرد مجذوب انحنای وسوسه انگیز اندام وبرق طلایی اش  به او که انجا دراز کشیده بود نگاه میکرد.

اما این صدای او بود که مرد را به راستی از خود بی خود میکرد.

صدایی گاه ملایم و شهوت انگیز وگاه ازاد و وحشی. او همیشه با حال و هوای مرد هماهنگ بود.

مرد او را عاشقانه به لب هایش نزدیک کرد.

امشب هری و ترومپتش با هم موسیقی زیبایی می افرینند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 10:19  توسط فریده  | 

دوست

A friend is someone who understand your past believes in your future and accepts your today just the way you are

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 9:50  توسط فریده  | 

گل

 

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 11:41  توسط فریده  | 

عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 17:56  توسط فریده  | 

عشق واقعی

 

مرد جوانی که ادعا می کرد زیباترین قلب دنیا را دارد

جمعیت زیادی را در اطراف خود جمع کرده بود مردم به

قلب او نگاه کردند قلبش کاملا سالم بود وهیچ خدشه ای

بر ان وارد نشده بود مرد جوان با کمال افتخار با صدایی

بلند به تعریف از قلب خود پرداخت وهمه تصدیق کردند

که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تا کنون

دیده اند

 ناگهان پیر مردی جلو امد و گفت . جوان !قلب تو به

زیبایی قلب من نیست

مرد جوان ودیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه کردند

قلب او با قدرت تمام می تپید  اما شکل عجیبی داشت

قسمت هایی از قلب او برداشته شده وتکه هایی جایگزین

ان شده بود  وانها به راستی جاهای خالی را به خوبی

پر نکرده بودند برای همین گوشهایی دندانه دندانه در ان

دیده می شد.

در برخی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ

تکه ای ان را پر نکرده بود مردم به قلب پیرمرد خیره

 شده بودند با خود می گفتند که چطور او ادعا می کند که

زیباترین قلب را دارد؟

مرد جوان گفت حتما شوخی میکنی قلب خود را با

قلب من مقایسه کن قلب تو فقط مشتی زخم و بریدگی و

خراش است .پیرمرد گفت  درست است  قلب تو سالم به

نظر می رسد اما  من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض

نمی کنم هر زخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را

به او داده ام من بخشی از قلبم را جدا کرده ام وبه او

بخشیده ام

 گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که

به جای ان تکه بخشیده شده قرار داده ام  اما چون این دو

ماند هم نبوده اند گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم وجود 

دارد که برایم عزیزند چرا که یاد اور عشق میان دو انسان

هستند.

برخی وقت ها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام

اما انها چیزی از قلبشان را به من نداده اند این ها همین

شیارهای عمیق اند گر چه درداور هستند اما یاداور عشقی

هستند که داشته ام امیدوارم که انها هم روزی بازگردند و

این شیارهای عمیق را با قطعه ای که من در انتظارش

بوده ام پر کنند

پس حالا می بینی که زیبا یی واقعی چیست؟

مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد در حالی که  اشک

از گونه هایش سرازیر می شد به سمت پیرمرد رفت از قلب

جوان وسالم خود قطعه ای بیرون اورد وبا دست های لرزان

به پیرمرد تقدیم کرد پیرمرد ان قلب را گرفت ودر گوشه ای از

قلبش جای داد وبخشی از قلب پیر وزخمی خود را خود را به جای

قلب مرد جوان گذاشت.

 مرد جوان به قلبش نگاه کرد دیگر سالم نبود اما از

همیشه زیباتر به نظر می رسید. زیرا  که عشق از قلب پیر مرد

به قلب او  نفوذ کرده بود. 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 16:8  توسط فریده  | 

سلام

سلام من این وبلاگ رو تازه راه انداختم البته قبلا یکی داشتم ولی دوسش نداشتم.!!!!!!!!!.....

الان هم دوست دارم اگه دوس دارین نظر هاتون رو بهم بگید خوشحال میشم!!!!!

دوستون دارم خیلی زیاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 16:47  توسط فریده  | 

حرف اول

بخوان به نام خالق خورشید.!

بخوان به نام نامی توحید!

بخوان به نام رهایی!

بخوان به نام بلوغ!

 بخوان به نام صاعقه در التهاب شب

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 15:46  توسط فریده  |